Saturday, August 9, 2014

وحشتِ گـُــذَر


شوقِ پریدن 
در عمقِ کمِ دریاچه‌ای ژرف و بی‌غش را مانم؛
و آن‌قــــدر زلالی
که انگار نیستی و
بینِ غفلت و هشیاری
گذر از هستیِ مــحـوِ تو
مرا میـــخ‌کوب می‌کند
در هراسِ تصادفی مهـیـــب
بینِ فَـنـا، وَ بَـقــا
بینِ باختن، وَ بُـردَن!
وَ بودن
یا نبودن
در خطایِ نگاهی
بی‌دست.
..................
خیام
14 اردیبهشت 93


No comments:

Post a Comment